به‌روز شده در: ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۷
کد خبر: ۶۰۴
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۲ - ۱۰:۰۷

در چند سال اخیر همواره از صرفه‌جویی و مزایای آن برای اقتصاد کشور صحبت شده‌است، با این حال به نظر می‌رسد ما هنوز تا رسیدن به شرایط مطلوب، و نه آرمانی، فاصله فراوانی داریم و در تمامی عرصه‌ها، بلای مصرف‌زدگی، ایرانیان را به شدت درگیر خود کرده‌است. با وجود فعالیت گسترده دولت در حوزه فرهنگ برای کاهش مصرف انرژی و سایر محصولات در کشور، ما همچنان در سطح جهانی رکورد می‌زنیم و ظاهرا کسی جلودارمان نیست.

وضعی که به فاجعه شبیه است!

هر ایرانی روزانه 150 لیتر آب مصرف می‌کند. این مقدار مصرف در تهران که ظاهرا باید با توجه به فعالیت های فرهنگی بیشتر، کمتر از سایر نقاط کشور باشد، چیزی در حدود 400 لیتر برای هر نفر در روزهای اوج مصرف بوده‌است .

این در حالی است که برابر برخی آمارها 30% از آب تصفیه شده کشور تنها از طریق شبکه فرسوده انتقال به هدر می‌رود. در گاز نیز همچنان در حال رکورد زدن هستیم. در سال جاری به نسبت سال گذشته 7 برابر بیشتر گاز مصرف کرده‌ایم و به نظر می‌رسد با فرا رسیدن فصل سرما رکورد مصرف 700 میلیون متر مکعب گاز سال قبل، امسال به راحتی شکسته‌خواهد شد.

مصرف بنزین نیز با وجود تمهیدات گسترده، گران شدن قیمت و سهمیه بندی آن، همچنان رو به افزایش است و ظاهرا کاهش مقطعی آن تنها به دلیل فقدان عرضه بنزین آزاد در جایگاه‌ها بوده و با شروع عرضه آزاد بنزین در کشور، ما با همان شتاب قبلی بنزین مصرف می‌کنیم.

آمارها نشان می‌دهد که مصرف بنزین کشور نسبت به سال گذشته 500 میلیون لیتر افزایش پیدا کرده و درظاهر ما دوباره ناچاریم کمبود بنزین کشور را از خارج تامین کنیم؛ انگار موضوع خودکفایی در بنزین بیشتر از یک سراب دست نیافتنی نبوده است! در حال حاضر ما چیزی نزدیک به 6 برابر متوسط جهانی بنزین مصرف می‌کنیم.

این همه فاجعه نیست!

اما این فقط یک طرف فاجعه است. ما فقط در حوزه انرژی گرفتار این مصرف‌گرایی سرسام‌آور نیستیم. ایرانی‌ها در حوزه مصرف مواد غذایی، بهداشتی و داروئی هم دست‌کمی از مصرف انرژی ندارند. ما 6 برابر میانگین جهانی نان مصرف می‌کنیم و مصیبت‌بار اینجاست که 30% از آن را به صورت ضایعات دورمی‌ریزیم.

در عین حال 6 برابر میانگین جهانی شکر مصرف می‌کنیم و به عنوان چهارمین مصرف‌کننده نوشابه‌های گازدار در جهان، با مصرف سرانه 42 لیتر نوشابه در سال، 4 برابر میانگین جهانی از این نوشیدنی مضر استفاده می‌کنیم. ایرانیان 3 برابر سرانه جهانی دارو مصرف می‌کنند و با مصرف قریب به 33% از لوازم آرایش خاورمیانه، 2 میلیارد دلار در سال را به واردات لوازم آرایش زنانه اختصاص داده‌اند!

این معادله یک طرف دیگر هم دارد. ایرانی‌ها تنها یک سوم میانگین جهانی شیر، تخم مرغ، میوه و سبزیجات و ماهی مصرف می‌کنند و تنها یک بیستم متوسط جهانی به دنبال مصرف پروتئین سویا هستند. در عین حال ما یک چهارم سرانه جهانی کار می‌کنیم و همین مقدار کسری مطالعه داریم تا بتوانیم 20 برابر میانگین جهانی با تلفن صحبت کنیم!

فاجعه اخلاق مصرفی

این ها فقط گوشه‌ای از آمارهای وحشتناک و فاجعه‌آمیزی است که در حال حاضر با آن روبرو هستیم. آمارهایی که تنها یک پیام برای همه ما دارند:«یک فاجعه تمام عیار در پیش است.» اسراف و ولنگاری در مصرف، هزینه‌های سنگینی را به کشور تحمیل خواهد کرد. تهیه برق و گاز به عنوان منابع انرژی مصرفی، در کنار بنزین بخش مهمی از درآمد کشور را به خود اختصاص داده‌اند و مصرف بی‌رویه ایرانیان در حوزه مواد غذایی، دارویی و بهداشتی، بخش مهمی از تولید ناخالص ملی را به شکل زباله درآورده و به تباهی می‌کشانند.

اگر این رقم را با هزینه‌های درمانی ناشی از این اسراف عجیب و غریب و نیز وقتی که نیروی کار کشور به واسطه همین از کار افتادگی‌ها از دست می‌دهد و چرخه تولید را از کار می‌اندازد، جمع کنیم، به رقمی خواهیم رسید که عمق فاجعه را بهتر آشکار خواهد کرد. کافی است بدانیم 40% از مرگ هایی که روزانه در کشور اتفاق می‌افتند با نوع تغذیه و مصرف بی‌حساب و کتاب ما ارتباط مستقیم دارند. ما در آستانه یک فاجعه ملی قرار داریم، فاجعه‌ای که برای رها شدن از آن نیاز به یک حماسة ملی است.

ماجرای درد مزمن ما!

مدیریت و بهینه‌سازی مصرف، ارتباط مستقیمی با زیرساخت ها و مدیریت منابع توسط دولت ها دارد؛ اما حقیقت آن است که این ارتباط تنها بخش محدودی از فاجعه را پوشش داده‌است. اخلاق مصرف‌گرایی که از دوران پهلوی و با ورود محصولات غربی و نیاز به بازار مصرف، در کشور نهادینه شد، به مانند یک درد مزمن، حالا با قدرت و قوه بیشتری خود را به رخ اقتصاد ملی می‌کشد. این چیزی است که با ایجاد یک میل مفرط و نیاز کاذب، مردم ما را با حرص و ولع تمام به سوی مصرف می‌کشاند.

نگاهی به رفتارهای عمومی مردم نشان می‌دهد که آن ها در همه وقت این واکنش را در سطح وسیعی از خود نشان می‌دهند. ریشه این حرکت اجتماعی را می‌توان در دو حوزه مجزا مورد توجه قرار داد؛ نخست وحشت از کمبود آینده و دوم خلق یک ارزش اجتماعی به نام مصرف که نشاندهنده شخصیت بالای فرد در میان دوستان، آشنایان و جامعه است.

همین دو سبب عمده است که باعث می‌شود شب پیش از سهمیه‌بندی بنزین با ترافیک سرسام آور در مقابل پمپ بنزین‌ها روبرو باشیم و یا در سطل زباله برخی خانه‌ها در محله‌های مرفه‌نشین، که متاسفانه تعدادشان هم کم نیست، با حجم وسیعی از موادغذایی دور ریخته روبرو شویم. حرص و ولع برای خرید نان در روزهای پیش از تعطیلی، نوع برخورد ما با مقوله غذاهای نذری و … همه و همه، با وجودی که ممکن است کم اهمیت به نظر بیایند، گواهی برای صحت همین موضوع هستند.

باید از پایه شروع کرد

واقعیت آن است که ما با کمی صرفه‌جویی می‌توانیم ثبات اقتصادی کشورمان را در سخت‌ترین بحران‌ها حفظ کرده و رشد اقتصادی بالایی را رقم بزنیم. تعادل در رفاه و آسایش و مصرف چیزی نیست که با برنامه‌های کلانی مثل هدفمندی یارانه‌ها بتوان درمانش کرد. کار ویژه ما برای حرکت از اخلاف مصرفی به سوی مصرف اخلاقی، باید با نهادینه‌کردن فرهنگ صحیح مصرف و آموزش دارا بودن دید کلان به این مقوله در سال‌های ابتدای دبستان شروع شود.

کودکان با وضعیت خاص روانی و شخصیتی می‌توانند انعطاف موثری را در این زمینه نشان دهند. البته این موضوع در کنار توجیه والدین در این حوزه و ترویج مقوله مصرف اخلاقی در تمامی ابعاد خود، چه در قالب وظیفه ملی و چه در قالب وظیفه شرعی، می‌تواند کمک موثری به ایجاد این مقوله حیاتی باشد.

باید توجه داشته باشیم که برای نجات خودمان از این ورطه هولناک فرصت چندانی نداریم. مقوله مصرف اخلاقی ارتباط تام و تمامی با استقلال و بی‌نیازی ملی ما دارد و ایجاد و گسترش آن به وسیله برنامه‌ریزی دقیق و کلان دولت، اگر به درستی هم به مرحله اجرا درآید، به تنهایی، ابدا ممکن نخواهد بود. بیایید با هم نسل آینده را بسازیم و مصرف اخلاقی را نهادینه کنیم.

منبع: رصد

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: