به‌روز شده در: ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۷
کد خبر: ۶۴۰
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۶
آوازه فارس چهارچوب جغرافیایی نمی شناسد، این قطعه از کره خاکی، روایتگر بخش اعظمی از تاریخ بشر است به طوری که زمانی مرکز فرماندهی و مدیریت یکی از تمدن های بزرگ بشری بوده است.

به گزارش حرف تازه، کسری شادمان در شیرازه نوشت: به قضاوت تاریخ حالا همه می دانند که این منطقه از جغرافیای ایران زمین، از چه قدمت و سابقه باشکوهی برخوردار است، اما آنچه مورد بحث ماست، تنها معرفی فارس و توانمندی هایش، آن هم در بازه زمانی بعد از انقلاب اسلامی است و این که چرا با این همه اوصاف حسنه، رکورددار برخی صفات رذیله شده و آن جایگاهی که روزگاری برخی را انگشت به دهان می کرد امروز به همسایگانی داده که شاید یک چهارم این استان استعداد و ثروت نداشته اند.

قطعا آن چه باعث شده امروز فارس در برخی از شاخص های فلاکت در صدر جدول، بی رقیب یا حداقل کم رقیب باشد، به یک مورد و چند عامل خلاصه نمی شود، بلکه مجموعه ای از دلایل در طول هم با زمینه های پیدایش متفاوت، باعث شده است تا این استان مسابقه پیشرفت را به رقبای نه چندان قدرتمند خود ببازد.

عقب ماندگی های فارس از قافله پیشرفت را در چند محور کلی به صورت اجمالی بررسی می کنیم.

سیاسی
بعد از انقلاب، خاندان سالاری و ارباب رعیتی گفتمان غالب سیاسی در فارس شد. دعواهای سیاسی اقوام بر سر قسمت کردن سفره ی بیت المال دایره قدرت را محدود کرد و حلقه های سیاسی-حزبی بسته و عموما خانوادگی، حاکم بر پست های کلیدی و میانی استان فارس راه را برای ورود مدیران شایسته تنگ کرد و حدود 30 سال مدیر ارشد استان با هماهنگی همین حلقه انتخاب شده یا آنها مجبور به کنار آمدن با این جریان سیاسی کهنه شدند.

یکی دیگر از مصائب دیگر شیراز به عنوان مرکز تصمیم گیری فارس در خصوص مسائل سیاسی این است که هیچ مرز بندی سیاسی عقیدتی بین گروه های آن موجود نیست، به معنی حقیقی چپ و راست در آن تفاوت ماهوی ندارد. همه چیز در هم گره خورده است، گاها سر نخ یک جریان راست سر از چپ بیرون می آورد و برعکس. اما با همین وجود، با تغییر فضای سیاسی کشور، یک بازی حیدری- نعمتی در فضای سیاسی استان رخ می دهد که بجز آن حلقه سیاسی خاص، منتسبان به جریان مخالف اتوماتیک باید از قدرت سیاسی در استان حذف شوند. به تبع چنین وضعیتی، سیاسی کاری و بازی جناح های قدرت در فارس و خصوصا شیراز امکان رشد و بالندگی نیروهای ارزشی بی طرف را به تنگنا برده است.

مدیریتی
این منطقه از کشور در شکل گیری انقلاب اسلامی نقشی پر رنگ داشت و در این راه هزینه های زیادی را پرداخته، اما در اوایل جمهوری اسلامی به دلیل برگزاری جشن های 2500 ساله شاهنشاهی در تخت جمشید، از دید مسولین، فارس، استانی طاغوتی محسوب گردیده و توجه درخوری به فارس نشد اما چند سالی که از این موضوع گذشت، این تفکر کم رنگ شد و ارام ارام به این استان فرصت مانور دادن در کشور داده شد، اما مدیرانی برای این استان انتخاب شدند که نه تنها از قدرت اجرایی کافی برخوردار نبودند بلکه به سرعت اسیر بازی های سیاسی شده و کارایی خود را از دست دادند. چون سیاسیون فارس با چنین مدیرانی راحت تر کنار می آمدند، کم کم گماشتن چنین مدیرانی برای این استان به یک رویه تبدیل شد. بعضا کسانی بر صندلی مدیریت در فارس تکیه زدند که برای اولین بار شهر شیراز را از نزدیک می دیدند، چنان کوتوله بودند که در این استان دوران کار آموزی می دیدند و یا چنان دون همت بودند که برخی ظلم ها را با چشم خود می دیدند اما مهر سکوت بر لب خود می زدند. اینان مومن به اصول خویش بودند نه مومن به اصول انقلاب. شاید وجود چنین فضایی در شرایط فعلی با این غلظت خیلی متصور نباشد اما کماکان فارس از مشکل سوء مدیریت رنج می برد و مدیران سیاسی بر مدیران تخصص محور و برنامه ریز ترجیح داده می شوند.

فرهنگی- اجتماعی

استان فارسی ها را به مهماندوستی، بی آزاری، با فرهنگ، قانع، اهل علم و ادب و خصوصیاتی در این ردیف می شناسند اما در کنار آن باید با تاسف این صفات را نیز ذکر کرد؛ نداشتن میل به رقابت تنگاتنگ، عدم وحدت در موضوعات استانی و عدم مطالبه گری.
امروز اختلاف برخی شهرستانهای فارس با همدیگر در نوع خود کم نظیر است. اختلافی که هیچ پایه و اساس مشخصی نداشته و منطق متقنی که این وضعیت را توجیه کند وجود ندارد. چرا باید مثلا فسایی ها چشم دیدن جهرمی را نداشته باشند؟ یا لاری ها یا لامردی ها و دارابی ها و استهبانی ها با هم اختلاف داشته باشند و... هر چند که می‌توان ریشه های چنین اختلافی را در تعصب های بی پایه جستجو کرد اما در جای خود مشکلی است که می تواند مانع توسعه استان و همگرایی شود.

مشکل دیگر در این حوزه، مهاجرپذیری زیاد شهر شیراز است که می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد؛ از جستجوی زندگی بهتر مهاجران تا غریب نوازی بیش از حد شیرازی ها! اکنون وضعیت به گونه ای است که پیدا کردن شیرازی در شهر شیراز کار سختی است! مهاجرت و جابجایی خانواده ها در این استان علاوه بر خالی شدن شهرهای کوچک و روستاها از سکنه، امکان برنامه ریزی مدون را برای مسئولان سخت می کند. وجود مهاجرین خارجی مثل افغان ها نیز مزید برعلت شده است و علاوه بر ناهنجاری های اجتماعی، فرصت های شغلی را از جوان های این استان غصب کرده است.

اقتصادی

استان فارس با وسعتی بیشتر از کشور کره جنوبی و سه برابر کشور هلند، با جمعیتی 5 میلیونی در پسکرانه های خلیج همیشه فارس از یک موقعیت استراتژیک و راهبردی برای کشور برخوردار است اما تاکنون از ظرفیت عظیم استفاده مطلوبی نشده است. فارس به عقیده بسیاری از کارشناسان ایرانی کوچک، استانی چهار فصل و به اندازه 7 استان کشور توانمندی و ظرفیت بالقوه و بالفعل دارد. همه نقاط این استان مشابه هم نيست؛ در يك منطقه خشكسالي و هواي خشك و همزمان در نقطه ديگري برف و باران و سرما حاكم است که لزوم برنامه ریزی برای استفاده از این نعمت خدادادی را دو چندان می کند. موضوعی که در سه دهه گذشته هیچ زمانی به اولویتی برای مدیران تبدیل نشد و عملا ظرفیت های عظیم فارس در خدمت اداره بهتر کشور قرار گرفت اما خود استان بی نصیب ماند. به عنوان مثال: فارس، یکی از ثروتمندترین استان‌های کشور که 25 سال است به رکورد خود در تولید گندم و دیگر محصولات کشاورزی می‌بالد و می‌نازد، اکنون برای پیدا کردن آب باید به اندازه پیدا کردن نفت تلاش کند! هندوانه ای که در طول این سالها زیر بغل این استان گذاشته شد باعث شد اکنون فارس در گندم هم مسابقه را ببازد و هم سرزمینش بسوزد! پایان داستان غرورانگیز کشاورزی در استان فارس و رقابت تنگانگ این خطه با دیار خوزستان برای صدرنشینی در تولید سالانه نه تنها دیگر غرورآفرین نیست، بلکه آشکارا غمبار و ترسناک هم شده است.

عدم گردش وجوه مالی استان در داخل استان و خروج سرمایه های مردم از فارس موضوع دردناک دیگری است که نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت. سرمایه گذارانی که روزگاری در این استان اشتغال زایی می کردند به دلیل عدم حمایت قاطع و صریح، به استانهای همسایه شمالی کوچ کرده اند.

توزیع نامناسب امکانات در سطح استان هم از دلایل عقب ماندگی توسعه همه جانبه استان است که باعث شده محرومیت های تحمیلی به برخی از مناطق جنوبی وشرقی استان منجر به افزایش بزه و جرم و افزایش مهاجرت به سمت کلانشهر شیراز شود. وجود پروژه های نیمه تمام بسیاری که بر اثر بی تدبیری و عدم مطالبه گری مسئولین سالهاست بر زمین مانده اند و کلنگ هایی که حتی برخی از آنها فقط برای ارائه یک بیلان کاری پرزرق و برق بر زمین زده شدند، از دیگر مصادیق عقب‌ماندگی فارس است.

بر ظرفیت فوق العاده گردشگری به عنوان یک اهرم پول ساز و اشتغال آفرین غبار فراموشی نشسته است. اکوتوریسم، گردشگری مذهبی، گردشگری سلامت امروز به حال خود رها شده اند. باید پرسید، پروژه شهر سلامت به کجا انجامید؟ یا روستاهای هدف گردشگری به کجا رسید؟

عدم ارتباط مناسب و تاثیرگذار مسئولین با نهادهای کشور و ملی از دیگر عوامل عدم توسعه یافتگی فارس است. آیا نباید پرسید، جای مسئولین این استان در لابی های سطح بالا برای جذب بودجه و اعتبار کجاست؟ مدیران فارس چند بار برای جذب امکانات با رئیس جمهور ، وزرا و نمایندگان ذی نفوذ در مجلس جلسه می گذارند؟

اگر به مصائب فارس وجود ابر زمین خوارها که زمانی شهر شیراز را به یکی از خبرسازترین شهرهای ایران در این زمینه تبدیل کرده بودند، اضافه شود، تقریبا پازل های ناکامی این استان تکمیل می شود. هجوم بي محاباي سرمايه گذاران سرمايه بردار و پول شويان بين المللي در شهر شيراز اين شهر را كه در آرمان مقام عظماي ولايت امام خامنه اي (ارواحنا له الفدا) بايد نمایانگر سومين حرم اهلبيت در كشور باشد، به زير سوال برد که البته در یکی دو سال اخیر با هوشیاری برخی دستگاه ها از پیشروی آنها جلوگیری به عمل آمد.

اکنون فارس و مرکز آن شیراز؛ در ذهن بسیاری از مردم این فارس و شیراز به شاه چراغ معنا می‌شود یا حافظ و سعدی، یا تخت جمشید و نقش رستم و بیشاپور، یا بوی بهار و سال‌ها بزرگترین تولیدکننده گندم کشور بودن و یا مسافرت و گردشگری، یا دانشگاه‌های پرسابقه و صنعتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. کسانی از گذشته تاکنون برای اعتلای استان زحماتی کشیده اند که در جای خود بایستی ارج نهاد، اما دیگر، فارس، قطب الکترونیک بودن کشور، پایتخت فرهنگی کشور، قطب تولید گندم کشور و عناوینی از این دست را از کف داده و برای ایستادن در جایگاه واقعی همتی می خواهد به بلندای توکل بر خدا، کار و تلاش، وحدت و همدلی، ارجحیت منافع استان بر منافع شخصی، پرهیز از سیاسی کاری و باند بازی، استفاده از نیروهای متعهد و متخصص، ارتباط موثر و سازنده با افراد صاحب نفوذ در بدنه نظام، توزیع مناسب و عادلانه امکانات.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: